نادر ، برایت دعا میکنم وقتی تصویرت را اینطور دیدم بغضم ترکید و نتوانستم جلوی اشک هایم را بگیرم
یاد آبادان و شما افتادم ، یاد سال 1375 و آن روزها که نمایندگی مطبوعات روبه روی آرامگاه سید محمد داشتی افتادم ، یاد آن روز که برای امر به معروف مورد ضرب و شتم قرار گرفتی ، یاد آن روز که در مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر ( موزه جنگ ) به دیدنت آمدم و ...
نادر جان از عمق وجودم برایت و برای شفای همه ی جانبازان و بیماران دعا می کنم .

برای دیدن مطلب" اینجا " کلیک کنید .
موضوعات مرتبط: نوشته های من ، آخرین خبرها
تاريخ : دوشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۱ | | نویسنده : سیدامید نوری |
